سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

                          


حوادث مربوط به فتنه سال 88 و انتخابات ریاست جمهوری اخیر، از یک سو به دلیل اینکه دشمن با تمام توان تشکیلاتی و فکری خود وارد صحنه شده بود، و از سوی دیگر از آن جهت که به دلیل بصیرت و هوشیاری ملت، این توطئه رذیلانه نافرجام ماند، از برجسته ترین نقاط تاریخ انقلاب اسلامی ایران می باشد. مطالعه و واکاوی دقیق حوادث و جریان های مرتبط با این واقعه مهم، آثار و برکات بسیاری را به دنبال خواهد داشت که از آن جمله می توان به واکسینه شدن افکار عمومی در برابر تحرکات رذیلانه مشابه در آینده اشاره نمود. در این میان، بی گمان «هنر» جایگاهی مهم و اساسی دارد. «قلاده های طلا» جدیدترین ساخته «ابولقاسم طالبی» که در حال حاضر در حال اکران در سینمای کشور است، از جمله آثار فاخری است که در آن سعی شده است ماجرای حوادث آن روزهای کشور در یک شبه مستند به نمایش درآید. ماجرای این فیلم در واقع اتهامی است که به یکی از عناصر وزارت اطلاعات، مبنی بر همکاری با یک جاسوس سازمان اطلاعات انگلیس زده می شود و وی نیز به جهت رفع این سوء تفاهم، وارد ماجرایی پیچیده می شود که در حاشیه این ماجرا به گوشه ای از حوادث مربوط به فتنه نیز پرداخته می شود. در ادامه به بررسی چند نکته در ارتباط با این اثر خواهیم پرداخت:

قلاده های طلا پناهیان

1- از مهمترین دلایلی که ساخت فیلم در ارتباط با فتنه را مشکل می نماید، لزوم بیان حقایق و نام بردن از افرادی است که حتی هم اکنون نیز دارای نفوذ و قدرت فراوانی هستند و طبیعتا عموم افراد به دلیل ترسشان از ورود به این عرصه امتناع می ورزند.اگر «قلاده های طلا» را به حق، سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران نامیده اند، از آن روست که وارد همین محدوده قرمز شده است. در این فیلم از افرادی نام برده می شود که به دلیل لابی های قدرتمندشان در سراسر کشور، خیلی ها از در افتادن با آنها هراس دارند و این جسارت مثال زدنی ای است که «ابولقاسم طالبی» به خوبی آن را به خرج داده است.

محدوده قرمز قدرت

2- «مستند بودن» از برجسته ترین نکات این اثر می باشد. در بسیاری از صحنه های این فیلم شاهد استفاده از تصاویر حقیقی مربوط به دوران فتنه و تلفیق آنها با صحنه های ساخته شده می باشیم. نقل قول ها عموما با صدای خود افراد پخش می شوند (مانند نظر میر حسین موسوی در ارتباط با اعتقادش به جایگاه ولایت فقیه ، تکه ای از صحبت های زهرا رهنورد در شبکه بی بی سی و بیان دلایل با مزه تقلب از سوی او، دستور به آشوب همسر آقای رفسنجانی پس از رای دادن و...) و حتی شاهد تصاویری همچون حضور و هدایت فرزندان آقای رفسنجانی در اعتراضات مربوط به انتخابات هستیم.  در صحنه هایی مانند حمله به پایگاه بسیج، آنچنان صحنه پردازی دقیقی صورت گرفته است که کسانی که کلیپ های مربوط به آن دوران را مشاهده نموده اند، متوجه رعایت امانت از سوی کارگردان فیلم می شوند تا جایی که پرچم های استفاده شده از سوی معترضین نیز با دقت خوبی شبیه سازی گردیده اند. داستان این اثر نیز با الهام از ماجرایی واقعی که همانا «نفوذ در شبکه امنیتی کشور» باشد نوشته شده است و حتی در پایان فیلم از یکی از نفوذی ها در وزارت اطلاعات نام برده شده و مجازات تعیین شده برای وی نیز بیان می شود. فیلم نامه اثر آنچنان مستند است و صحنه های آن آنقدر به زیبایی شبیه سازی شده اند که برای کسانی که از نزدیک شاهد حوادث مورد اشاره در فیلم بوده اند، در حکم یادآوری خوبی از آن دوران است.

جلوه های ویژه قلاده های طلا

3- از دیگر نکات درخشان این اثر، رعایت عدالت و اصطلاحا یک طرفه به قاضی نرفتن است. کارگردان فیلم به زیبایی نشان می دهد که عموم معترضان افرادی بد ذات و آشوب طلب نیستند، بلکه و در واقع در فضای فتنه، فریب غوغا سازی های صورت گرفته را خورده اند و عموم تخریب های صورت گرفته و حوادث ناگوار از سوی عوامل سازمان یافته ای از مخالفین نظام، اعم از «سلطنت طلب ها»، «منافقین»و «سازمان های جاسوسی کشور های بیگانه» که تلاش کرده اند پیام «تقلب بزرگ» را به مردم القا کنند صورت گرفته است و معترضان فریب خورده در این اعمال با آنها هم دل نبوده اند.

4- در مقام قیاس با سایر آثار مربوط به فتنه، این اثر از پختگی و اثرگذاری به مراتب بالاتری برخوردار است. به نظر نگارنده، دلیل این را باید تلفیق مناسب دلایل قبلی دانست. چرا که آن دقت در مستند بودن موضوع و صراحت در بیان حقایق، به دلیل همراهی با ساختاری مناسب، موجب تولید این اثر فاخر گردیده است.

5- در حالی که استعمارگران، در خارج از مرزهای ما تمام تلاش خود را جهت هر گونه حمایت ممکن از مخالفین پیشرفت این کشور و انقلاب اسلامی به خرج می دهند (نمونه آن حمایت هایی است که در جشنواره های خارجی از آثاری صورت می گیرد که به سیاه نمایی فضای ایران می پردازند) مسئولین و متولیان امر سینما، در مقابل تلاش چندانی به جهت حمایت از چنین آثار فاخری از خود نشان نمی دهند بلکه به عکس معمولا سازندگان چنین آثاری با سنگ اندازی های متعددی روبرو می شوند (مثلا همین قلاده های طلا که توقیف شده بود....)! استقبال مناسب صورت گرفته از این اثر و آثار مشابه به رغم غلبه وجه سیاسی در آنها، آنهم در زمانی که سینمای ما به دلیل مملو شدن از آثار مبتذل و بی محتوا از خلوت بودن گیشه ها رنج می کشد، نشان از ظرفیت بالای جامعه ما برای پذیرش چنین آثاری دارد. این اثر بر خلاف آنچه معمولا در سینما و حتی تلویزیون ما رخ می دهد از کلیشه ازدواج و طلاق استفاده نکرده است و حتی تا حدود زیادی مبری از بی حجابی و مسائلی از این دست که در سینمای حتی مذهبی ما نیز عادی گشته است می باشد و از این باب نیز قابل توجه است. بر مسئولین امر است که با حمایت از آثار فاخری از این دست (به جای سنگ اندازی هایی که صورت می گیرد)، بستر سازی مناسبی برای تولید بیشتر چنین آثاری نمایند.






نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 91 فروردین 17 توسط حق جو



 -گاف بامزه صدای آمریکا + عکس
 -با معناترین عکس تاریخ مطبوعات ایران!
-دو اعتراف مهاجرانی درباره نظام و رهبری

چند روز پیش بلیط افتخاری دعوت برای اکران خصوصی اخراجیها3 به عنوان یک وبلاگ نویس برایم ارسال شد. ساعت 8شب آخرین چهارشنبه سال89 به اتفاق خانوم حق جو رفتیم سینما آفریقا. قبل از شروع فیلم، ده نمکی به روی صحنه آمد و کمی از تلاش های صورت گرفته برای تهیه این فیلم گفت و گفت که ما اولین گروهی هستیم که نسخه نهایی فیلم را می بینیم و خواست نقد های خود در وبلاگ ها و نوشته های خود را برای او ارسال کنیم. آنچه در ادامه خواهد آمد، یادداشت های بنده است پیرامون اخراجی ها3:

1- پس از دیدن عموم فیلم های سینمائی ایرانی که در دهه اخیر تولید شده اند، کمتر پیش آمده که با خود نگویم: ارزش وقتی رو که براش گذاشتم نداشت! اما این فیلم از آن دسته معدود فیلم هایی است که ارزش چند بار دیدن و حتی نوشتن درمورد آنرا داشت.

2- در حالی که هنوز هیچ فیلمی در تاریخ سینمای ایران به ساخت قسمت دومش نرسیده اما اکنون و پس از اکران موفق دو شماره نخست اخراجی ها، که یکی پس از دیگری رکورد فروش بازار ایران را شکستند، اخراجی ها3 وارد اکران می شود، و این یعنی این مجموعه با بقیه فیلم ها تفاوتهایی کلی دارد. صحنه پردازی زیبا(خصوصا در اخراجی ها1)، موسیقی فیلم، بهره بردن از بازیگران مشهور و محبوب در میان مردم و عواملی از این دست، گرچه کمابیش در این مجموعه یافت می شوند اما هیچکدام موجب چنین درخششی نشده است. چه اینکه بوده اند فیلم های دیگری که حتی از بیش از اخراجی ها از این چنین عواملی استفاده کرده اند ولیکن نتوانسته اند مانند این مجموعه جایگاه مناسبی در بین مردم بیابند. به نظر من عنصر متمایز این مجموعه فیلمنامه ای است که به خوبی با عموم مردم ارتباط برقرار کرده( البته اخراجی ها دو از این نظر از ضعیف تر از دو عنصر دیگر مجموعه است). مردم شخصیت هایی همچون مجید سوزوکی را حتی اگر در اشتباهات پیشینش بیش از اندازه اغراق شده باشد را بیشتر قابل انطباق با یک الگوی مناسب می دانند تا با آنچه در اکثر ژانرهای دفاع مقدس می دیده اند، یعنی فرشتگان مقدس زاده شده ای که تنها بالهایشان مخفی بود و با شهادت این بالها باز می شدند!

3- دسته بندی مجموعه اخراجی ها در مقوله طنز به نظرم جفا به این فیلم است. گرچه من هم مانند دیگران با هر سه شماره این مجموعه خندیده ام اما یادم نمی رود که در برخی صحنه های اخراجی ها1 چطور همه سالن با هم می گریستند. یا در هنگام خروج از سالن اکران اخراجی ها3 همه با هم بحث می کردند که آن شخصیت فیلم مصداق فلان شخص سیاسی است یا کس دیگری. از سوی دیگر اگر اخراجیها، آژنس شیشه ای، خداحافظ رفیق و اندک فیلم هایی از این دست را بخواهیم در مجموعه دفاع مقدس جای دهیم باید فیلم های دیگر که تقریبا در تمام آنها کلی آدم تفنگ به دست را می بینیم که در آخر فیلم شخصیت اول آن شهید می شود را باید بریزیم در یک مجموعه دیگر، مثلا اکشن مقدس!
اخراجی ها 3


4- اما آنچه در اخراجی ها3 بیش از هر چیز دیگری به چشم می آید شوخی با عموم شخصیت های سیاسی امروز از تمام جریان های جامعه است. گر چه ده نمکی در صحبت های پیش از آغاز فیلم اش از ما خواست که بیشتر به مفاهیم دقت داشته باشیم و سعی نکنیم برای این نقش ها مصداق بیابیم، اما این مساله آنچنان واضح است که من هر چه سعی کردم نتوانستم بی خیال این مصادیق شوم! و باز هم گرچه به نظر می رسد ده نمکی سعی کرده در هر کدام از شخصیت های اصلی فیلم خصائص چند شخصیت را یکجا گرد آورد تا شاید از تشرهای آینده این اشخاص و وابستگانشان در امان بماند، ولی هر کدام از این نقش ها به طرز ویژه ای شباهت به یکی از کاندیداهای دوره دهم ریاست جمهوری دارد. حتی استفاده از دست بندهای رنگین طعنه به انتخابات گذشته می زند. در این میان بیش از همه نقش زن مهندس دباغ مقاربت خاصی با زهرا رهنورد دارد. خود مهندس دباغ هم رفتاری شبیه به موسوی دارد و از طرف دیگر نماینده شخصیت های لیبرال فعال در نظام است. اما پیچیده ترین شخصیت این فیلم حاجی گرینوف است. گر چه بیشترین خصوصیات این شخص قابل انطباق بر کروبی می باشد-خصوصا حضور فعال نن جون حاجی گرینوف در انتخابات- اما در زمینه نوع تبلیغات، خصوصا نوشته های گرینوف2012 و یا حمایت ویژه از آقازاده خطا کارش ذهن را به سمت هاشمی سوق میدهد. در طول فیلم چندین بار روزنامه ای نشان داده می شود که تیتر اصلی آن «پذیرش قطعنامه598» است که احتمالا اشاره به محسن رضایی دارد و باز هم احتمالا ده نمکی از آن دسته ای است که معتقد است رضایی و عده ای دیگر جام زهر را به امام نوشانده اند. حتی ده نمکی از شبیه سازی برخی شعارهای علیه احمدی نژاد استفاده کرده تا به این وسیله فیلم را از حمایت از شخص خاصی مبری کند.

ادامه دارد...

پی نوشت1:-خبردار شدم ده نمکی لطف کرده و این نوشته را در وبلاگ خود قرار داده:    http://dehnamaki.blogfa.com/post-297.aspx
پی نوشت 2 : شکست خورده های مفلوک سیاسی و اجتماعی مثل انتخابات پس از ناتوانی در تحریم و رقیب سازی به اغتشاش سینمایی رو آوردند و کپی های غیرقانونی اخراجی ها را توزیع کردند ..... و ادب مرد قطعاً به ز دولت اوست...






نوشته شده در تاریخ جمعه 89 اسفند 27 توسط حق جو